السيد محمد حسين الطهراني
25
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
حكمت نظرىّ : عبارت است از آنچه كه براى كمال نفس إنسانى ، از نقطه نظر سير معارف و تكميل قواى عاقله إنسان لازم است . حكمت عملىّ : راجع به أعمالى است كه إنسان براى كمال خود انجام مىدهد و آن ، مقدّمهء براى كمال عقلى است . و حكمت عملىّ را به سه بخش تقسيم مىكنند . أوّل : علم تهذيب نفس ، كه راجع به أخلاق است ؛ دوّم : سياست مُدُن ؛ سوّم : تدبير منزل . سياست مُدُن ، كه قسمت دوّم از حكمت عملى است ، بر دو قسم است : أوّل : حفظ روابط داخلى مردم ، و رساندن ما يحتاج آنها به آنان ، و برقرار ساختن عدالت كامل در ميان آنها ، و دادن حقّ هر ذى حقّى را به او به نحو أتَمّ و أكمل ، بطورى كه در ميان جامعه حيف و ميل و تبعيضى وجود نداشته باشد ؛ هيچكس بدون جهت ، برترى بر ديگرى إعمال نكند ؛ و تمام أفراد جامعه به سهميّهء خود كه براى آنها ضرورت دارد برسند . و بعبارت ديگر : تأمين ما يحتاج داخل جامعه ؛ غاية الامر ، هر جامعهاى نسبت به خودش . دوّم : دفع دشمنان خارجى است . زيرا أفراد هر جامعهاى براى اينكه ثابت و استوار بمانند ، بايد مجهّز به تجهيزات دفاعيّه باشند ، تا بتوانند در مقابل دشمنان خارجى به دفاع برخيزند ، و آنها را از حوزهء خويش دفع كنند . و اگر مجتمعى در بالاترين درجه از نظر فرهنگى ، مالى ، و آسايش و راحتى هم باشد ، ولى قوّة دفاعيّه نداشته باشد و محيط خود را از گزند دشمن ، أيًّامَا كَانَ ، حفظ نكند ، آن جامعه در شُرُف نابودى و زوال است ؛ و بدون شكّ از بين ميرود . و لذا در تمام جوامعى كه تا به حال در تاريخ سراغ داريم مىبينيم : آنها علاوه بر اينكه در حفظ قواى داخل و تأمين سعادت داخلى كشورشان مىكوشيدند ، قواى دفاعيّه براى مقابله با دشمن خارجى هم داشتهاند تا بتوانند بوسيلهء آن ، دشمن را به هر كيفيّت و به هر صورتى كه هست ، از لحاظ سياست و نفوذ او در داخلهء محدوده و اجتماع خود ، دور نگهدارند و از حركت و حمله